به نام خداوند
بها ارز همواره تابع نرخ تورم است، که آن هم در اثر رشد حجم نقدینگی به وجود میآید ، که برآیند آن بالا رفتن بها برای همه کالاها از جمله ارز و طلا خواهد بود، اتفاقی که فعلاً در منطقه آغاز شده نشانه از جنگی دارد که پیامدهای آن برای طرفین ویرانی و تباهی است، و هزینههای بزرگ اقتصادی هم در بر خواهد داشت، یعنی هر موشکی که از طرفین به یکدیگر شلیک شود، علاوه بر اینکه خودش دارای ارزشی است و هزینه دارد، باعث خسارت های جانی و مالی فراوانی هم میشود که در واقع جبران آن مستلزم هزینههای فراوان خواهد بود، خب هزینههای طرف اسرائیلی را که غربیها و به خصوص آمریکاییها پرداخت میکنند،
ولی هزینه طرف دیگر که فلسطینیها باشند به عهده کیست؟
چه کسی هزینه ساخت موشکها و سایر جنگافزارها را میدهد؟
چه کسی بعد از جنگ میباید خسارتهای مادی جنگ را جبران کند ؟
چه کسی مدارس خراب شده و بیمارستانها را تعمیر میکند؟ با کدام پول باید این بازسازیها صورت گیرد ؟
اگر کشور ما بخواهد به عنوان کمک به مظلوم این هزینهها را به عهده بگیرد و از طرفی درآمد کافی هم برای این کار نداشته باشد ، در آن صورت بار این هزینهها بر دوش کسری بودجه بیشتر و در نهایت، نرخ تورم بالاتر خواهد افتاد.
از طرف دیگر به طور کلی اسم جنگ به خودی خود جو رعب و وحشت و نوعی محافظهکاری را در جامعه ایجاد میکند و سرمایهها را از کارهای مفید مانند تولید و تجارت سازنده به سمت کنز و انباشت سرمایه هایی مانند ارز و طلا منحرف میکند ،
و با توجه به اینکه مدتی است با وجود نرخ تورم بالا ، بها ارز به طور مصنوعی کنترل شده است، چه بسا این اتفاق بهانهای باشد برای فرار فنر، و جهش بها ارز،
ولی روی دیگر سکه هم این است که ایران با توجه به نفوذی که بر نیروهای مقاومت در منطقه دارد از یک سو، و تماسهایی که با عربستان میتواند داشته باشد تا از او بخواهد که از اهرمهای خود برای تاثیرگذاری بر اسرائیل استفاده کند از سوی دیگر، کنترل اوضاع در منطقه را در دست گرفته و با درایت صلح پایدار، و عادلانه ای را در منطقه برقرار نماید، در این صورت است که هم ایران و هم عربستان منفعت معنوی فراوانی میبرند و به قهرمانان صلح تبدیل میشوند، و از نظر مادی هم ایران با جلب توجه افکار عمومی در غرب و به خصوص آمریکا، می تواند خواستههای به حق خود را به دنیای استکبار به قبولاند و خواستار رفع تحریمهای ظالمانه شود.
که در این صورت است که اگر مدیریت اقتصادی کشور هم گزینه صحیح عمل کردن و واقعگرایی را به عجله کردن برای کم شدن ارزشها ترجیح دهد و به جای تزریق بی محابا و بیش از تقاضای ارز که منجر به کم شدن غیر واقعی ارزشها میشود با تزریق سرمایه برای، نوسازی و ایجاد زیرساختهای گسترش تولید بپردازند با توجه به ظرفیتهای کشور ، در کوتاه مدت میتوانیم امیدوار به رفاه نسبی برای مردم ، و در میان مدت شکوفایی اقتصادی برای کشور عزیزمان باشیم.
* این مطلب قبلا توسط خبرگزاری معتبر گسترش نیوز انتشار یافته است
برچسب:
نویسنده: حامد امیری